دست و دلنوشته های ممنوعه

خرید بک لینک
این مقدمه ی کلیشه ای پر تکرار شاید در 23 سالگی خیلی مناسب نباشه اما میگمش :))امممینی کلا این کلیشه که "خوب بودم هاااا تا همین اتفاق لعنتی افتاد و خراب شدم " :))ولییییامروز صب به پ.گ مسیج دادم حالشو پرسیدم،احساس کردم خیلی بی معرفتیه هیچی نگمبعدددپرسید چطوری؟ گفتم عالییی.خیلی خوبب.گفت ایول چه با دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 10:21

چقد این مدت شل و ول اینجا نوشتمدیگه ثبت خاطره نیست.گذری و هروقت حال داشتم و هرچی حال داشتمهفک نمیکنم از این افطار هایی که رفتیم باهم گفته باشمیه بار با عماد و خواهر گرامیم رفتیم افطارییه بار با متین و احمد و ن.د رفتیم افطارییه بار دیگه هم بود.چرا یادم نیست :))دعوا هم کردیم.همون شبی که با متین و دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 10:21

باز مدت های زیادیست که نیومدم اینجادلیلش فقط خوب بودن اوضاع نبودهاینکه یه وقتایی برای خودم تو تلگرام مینویسماینکه توییتر مینویسماینکه 2هفته س صب تا شب درگیر کارای پرشینمم دلایل دیگه ی نیومدنم اینجا بودهامروز اما با خبر از دنیا رفتن مریم میرزاخانی نتونستم نیام و ننویسمبه یه همچین جایی نیاز داشتم دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 10:21

صفحه بندی